rTMS در توانبخشی نورولوژیک
در دنیای امروز که تکنولوژی روزبهروز بیشتر وارد عرصه درمان میشود، روشهایی نوین در بازتوانی بیماران نورولوژیک اهمیت ویژهای پیدا کردهاند. یکی از این روشها، تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال تکرارشونده یا همان rTMS است. این تکنولوژی که پیشتر در درمان افسردگی مقاوم به دارو مورد استفاده قرار میگرفت، حالا جایگاه مهمی در توانبخشی بیماران مبتلا به سکته مغزی، پارکینسون، اماس، آسیب نخاعی و سایر اختلالات نورولوژیک پیدا کرده است.
در توانبخشی نورولوژیک، هدف اصلی بازگرداندن عملکردهای از دسترفته یا کاهشیافته مغز و اعصاب است. اما با توجه به محدودیتهای روشهای سنتی فیزیوتراپی، کاردرمانی یا گفتاردرمانی، نیاز به راهحلهایی که مستقیماً روی مغز اثر بگذارند بیش از پیش احساس میشود. در اینجا، rTMS در توانبخشی نورولوژیک بهعنوان پلی میان علوم اعصاب و درمانهای توانبخشی مطرح میشود.
این روش بدون نیاز به جراحی و تهاجم فیزیکی، با استفاده از میدانهای مغناطیسی قادر است به تحریک نورونهای مغزی بپردازد و مسیرهای عصبی را تقویت یا مهار کند. همین ویژگی باعث شده که rTMS به ابزاری قابل اعتماد برای کمک به بازسازی عملکردهای حرکتی، شناختی و حتی روانی تبدیل شود.
تعریف rTMS (تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال تکرارشونده)
rTMS مخفف عبارت “Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation” به معنی “تحریک مغناطیسی مکرر مغز” است. این روش نوعی تکنولوژی غیرتهاجمی است که با قرار دادن یک سیمپیچ مغناطیسی روی جمجمه، پالسهای مغناطیسی را به مغز ارسال میکند. این پالسها میتوانند نورونهای مغزی را فعال یا مهار کنند، بسته به اینکه با چه فرکانسی و در کدام ناحیه اعمال میشوند.
روش rTMS برخلاف جراحی مغز یا تحریک الکتریکی عمقی، نیازی به ورود ابزار به داخل بدن ندارد. بیمار روی یک صندلی مینشیند و دستگاه با دقت بالا پالسهای مغناطیسی را از روی پوست سر به مغز منتقل میکند. این ویژگی غیرتهاجمی بودن، یکی از دلایل اصلی محبوبیت rTMS در درمان و توانبخشی بیماران نورولوژیک است.
مکانیسم عملکرد rTMS در مغز
اساس عملکرد rTMS مبتنی بر اصول الکترومغناطیس است. وقتی جریان الکتریکی از سیمپیچ دستگاه عبور میکند، میدان مغناطیسی کوتاهمدتی ایجاد میشود که به راحتی از جمجمه عبور کرده و در ناحیه خاصی از قشر مغز، جریانهای الکتریکی کوچکی را القا میکند. این جریانها باعث تحریک یا مهار فعالیت نورونها در آن ناحیه میشوند.
برای مثال، تحریک با فرکانس بالا (معمولاً بالای 5 هرتز) میتواند منجر به افزایش تحریکپذیری نورونی شود، در حالی که تحریک با فرکانس پایین (معمولاً زیر 1 هرتز) منجر به کاهش فعالیت نورونی میشود. بسته به نوع بیماری، ناحیه هدف در مغز، و هدف درمانی، درمانگر میتواند فرکانس و محل تحریک را تنظیم کند.
تفاوت rTMS با سایر روشهای تحریک مغزی
در مقایسه با روشهایی مانند تحریک الکتریکی مغز (tDCS) یا تحریک عمقی مغز (DBS)، روش rTMS مزایای زیادی دارد:
غیر تهاجمی: برخلاف DBS نیازی به جراحی ندارد.
قابل تنظیم و ایمن: تنظیم شدت، فرکانس و محل تحریک آسان است.
بدون درد: بیماران معمولاً فقط حس لرزش ملایم یا صدای کلیک احساس میکنند.
کاربرد گسترده: در درمان افسردگی، سکته مغزی، پارکینسون، دردهای مزمن و حتی اختلالات شناختی مؤثر است.
rTMS حالا یکی از اصلیترین گزینهها در توانبخشی نورولوژیک به حساب میآید، چرا که مستقیماً عملکرد مغز را هدف قرار میدهد.
کاربردهای rTMS در توانبخشی نورولوژیک
درمان سکته مغزی (Stroke Rehabilitation)
سکته مغزی یکی از اصلیترین دلایل ناتوانی طولانیمدت در دنیا است. پس از یک سکته، بخشی از مغز دچار آسیب میشود و عملکردهایی مانند حرکت، گفتار، یا شناخت دچار اختلال میشوند. استفاده از rTMS در مراحل مختلف توانبخشی میتواند به بهبود این عملکردها کمک کند.
مطالعات متعدد نشان دادهاند که rTMS میتواند:
- فعالیت نواحی آسیبدیده را تحریک کند.
- عملکرد حرکتی دست و پا را در بیماران سکتهای بهبود دهد.
- گفتار را در بیماران با آفازی (اختلال گفتار پس از سکته) تقویت کند.
- تعادل بین دو نیمکره مغز را بازگرداند.
یکی از پروتکلهای معمول، مهار نیمکره سالم با فرکانس پایین و تحریک نیمکره آسیبدیده با فرکانس بالا است تا تعادل مغزی مجدداً برقرار شود.
کمک به بیماران پارکینسون
پارکینسون یک اختلال پیشرونده عصبی است که با لرزش، سفتی عضلات و کندی حرکت مشخص میشود. در این بیماران، ناحیهای از مغز به نام گانگلیونهای پایه دچار اختلال در عملکرد دوپامین میشود. rTMS با تحریک نواحی خاصی از قشر حرکتی یا پیشپیشانی، میتواند:
- عملکرد حرکتی را بهبود بخشد.
- لرزش را کاهش دهد.
- افسردگی همراه با پارکینسون را نیز درمان کند.
- در برخی بیماران، استفاده از rTMS منجر به کاهش نیاز به داروهای دوپامینمحور شده است.
کاربرد در فلج مغزی و مولتیپل اسکلروزیس
در کودکان مبتلا به فلج مغزی (CP)، rTMS به عنوان یک ابزار کمکی در کنار فیزیوتراپی میتواند:
- تون عضلانی را بهبود دهد.
- کنترل حرکات ارادی را افزایش دهد.
- تعاملات شناختی-حرکتی را تقویت کند.
- در بیماران اماس (MS)، که سیستم عصبی مرکزی بهتدریج تخریب میشود، استفاده از rTMS باعث کاهش خستگی، بهبود خلق، و حتی تقویت عملکرد حرکتی شده است.
تأثیر rTMS در توانبخشی نورولوژیک بر نوروپلاستیسیته مغزی
افزایش انعطافپذیری سیناپسی
نوروپلاستیسیته یا همان انعطافپذیری عصبی، یکی از پدیدههای کلیدی در بهبود عملکرد مغز پس از آسیبهای نورولوژیک است. مغز انسان قادر است در پاسخ به تحریکات، یادگیری یا آسیب، ساختار و عملکرد نورونها و سیناپسها را بازسازی کند. rTMS به طور مستقیم بر این فرآیند اثر میگذارد.
وقتی rTMS روی ناحیه خاصی از مغز اعمال میشود، با تکرار پالسهای مغناطیسی، باعث تحریک سیناپسها و افزایش قابلیت برقراری ارتباط میان نورونها میشود. این تحریک مداوم به شکلگیری مسیرهای عصبی جدید یا تقویت مسیرهای قدیمی کمک میکند. به عبارت دیگر، مغز تحت تأثیر rTMS شروع به بازسازی اتصالات عصبی از دسترفته میکند.
در مطالعات تصویربرداری مغزی، افزایش فعالیت در نواحی خاص مغز پس از جلسات rTMS مشاهده شده که نشاندهنده فعالسازی مجدد نواحی خاموش یا غیرفعال شده بر اثر آسیب مغزی است.
بازسازی عملکردی نواحی آسیبدیده
یکی از دستاوردهای چشمگیر rTMS، توانایی آن در بازسازی عملکردی نواحی آسیبدیده مغز است. به عنوان مثال، اگر قشر حرکتی اولیه (M1) در اثر سکته مغزی آسیب دیده باشد، rTMS میتواند با تحریک این ناحیه و نواحی اطراف آن، به بازگشت عملکرد حرکتی بیمار کمک کند.
این بازسازی عملکردی، حاصل ترکیبی از چند عامل است:
- افزایش جریان خون موضعی در ناحیه تحریکشده
- فعالسازی شبکههای عصبی مجاور برای جبران عملکرد از دسترفته
- تحریک نوروژنز (تولید سلولهای عصبی جدید)
این عوامل منجر به بهبود ملموس عملکردهایی مانند حرکت، تعادل، گفتار و حافظه میشوند، بهویژه زمانی که rTMS با تمرینات فیزیوتراپی یا کاردرمانی ترکیب شود.
بهبود عملکرد حرکتی و شناختی
کاربرد rTMS تنها به حرکت محدود نمیشود، بلکه در بازتوانی شناختی نیز مؤثر است. در بیمارانی که پس از آسیب مغزی یا بیماریهای نورودژنراتیو دچار مشکلاتی مانند اختلال توجه، حافظه یا تصمیمگیری شدهاند، تحریک نواحی پیشپیشانی (DLPFC) با rTMS باعث بهبود عملکرد شناختی میشود.
این نوع تحریک میتواند:
- سطح تمرکز و دقت را افزایش دهد
- حافظه کاری (working memory) را بهبود بخشد
- سرعت پردازش ذهنی را ارتقا دهد

