rTMS در بهبود اختلال دوقطبی از طریق جمجمه، میتواند یک ابزار قدرتمند و غیرتهاجمی برای مدیریت علائم باشد. اختلال دوقطبی یکی از چالشبرانگیزترین و پیچیدهترین اختلالات روانی است. این بیماری خلقوخو را بهصورت غیرقابلپیشبینی تحت تأثیر قرار میدهد، بهگونهای که فرد ممکن است بین دو قطب کاملاً متضاد از شیدایی (مانیا) و افسردگی نوسان داشته باشد. گاهی این نوسانات در طول چند هفته اتفاق میافتند و گاهی در چند روز یا حتی در یک روز! به همین دلیل، نام “دوقطبی” برای این اختلال بسیار گویاست.
انواع اختلال دوقطبی
این اختلال بسته به شدت و نوع نوسانات خلقی به چند نوع مختلف تقسیم میشود:
اختلال دوقطبی نوع I: فرد حداقل یک دوره مانیا (شیدایی شدید) داشته که ممکن است با یا بدون دوره افسردگی باشد. در این نوع، شیدایی آنقدر شدید است که ممکن است نیاز به بستری شدن در بیمارستان پیدا شود.
اختلال دوقطبی نوع II: در این نوع، فرد دچار افسردگیهای شدید و دورههای هایپومانیا (شیدایی خفیفتر) میشود. برخلاف نوع I، اپیزودهای شیدایی خیلی شدید نیستند، اما افسردگی میتواند بسیار ناتوانکننده باشد.
سیکلوتایمیا (Cyclothymia): شکل خفیفتر اختلال دوقطبی است. فرد دورههایی از خلق بالا و پایین را تجربه میکند، اما این نوسانات آنقدر شدید نیستند که معیارهای تشخیصی نوع I یا II را داشته باشند.
دلایل بروز اختلال دوقطبی
علت دقیق بروز این اختلال هنوز بهطور کامل مشخص نیست، اما تحقیقات به عوامل زیر اشاره دارند:
ژنتیک: اگر یکی از اعضای خانواده شما دچار دوقطبی باشد، احتمال بروز آن در شما بیشتر میشود.
اختلال در ساختار مغز: برخی بررسیهای تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که افراد مبتلا به دوقطبی در نواحی خاصی از مغز تفاوت دارند.
عدم تعادل انتقالدهندههای عصبی: مواد شیمیایی مغز مثل دوپامین و سروتونین نقش مهمی در تنظیم خلق دارند.
عوامل محیطی: استرسهای شدید، مشکلات خانوادگی یا مصرف مواد مخدر میتوانند باعث شروع یا تشدید علائم شوند.
چرا تشخیص و درمان بهموقع حیاتی است؟
اگر اختلال دوقطبی به موقع تشخیص داده نشود، میتواند زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی فرد را به شدت مختل کند. در فاز شیدایی، فرد ممکن است تصمیمهای پرخطر بگیرد، ولخرجی کند، یا حتی دچار توهم شود. در فاز افسردگی، ممکن است احساس بیارزشی کرده و افکار خودکشی به ذهنش خطور کند.
با اینکه درمانهای رایج برای بسیاری از افراد مؤثر هستند، اما همیشه پاسخدهی مثبت اتفاق نمیافتد. اینجاست که باید به درمانهای نوین مثل rTMS فکر کرد.
علائم اصلی اختلال دوقطبی
اختلال دوقطبی بهواسطه دو فاز متضاد از نظر خلق و انرژی شناخته میشود: فاز شیدایی (مانیا یا هایپومانیا) و فاز افسردگی. هر فاز ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد و میتواند زندگی فرد را به طور اساسی تحت تأثیر قرار دهد.
فاز شیدایی یا مانیا
این مرحله با افزایش شدید انرژی، اعتماد به نفس بیش از حد و رفتارهای غیرمنطقی همراه است. علائم رایج عبارتند از:
- احساس سرخوشی غیرطبیعی
- پرحرفی، پریدن از یک موضوع به موضوع دیگر
- نیاز کمتر به خواب (گاهی فقط ۲-۳ ساعت در شب)
- ولخرجیهای افراطی یا تصمیمگیریهای پرخطر
- احساس قدرت و خودبزرگبینی
- تحریکپذیری شدید یا پرخاشگری
- رفتارهای جنسی پرخطر
در موارد شدید، ممکن است فرد دچار هذیان یا توهم شود، و ارتباطش با واقعیت قطع شود.
فاز افسردگی
در این مرحله، خلق و انرژی فرد بهشدت پایین میآید. علائم شامل:
- احساس غم، ناامیدی و بیارزشی
- کاهش انرژی و بیحالی مفرط
- خواب زیاد یا بیخوابی
- تغییرات در اشتها (افزایش یا کاهش)
- از دست دادن علاقه به فعالیتهای لذتبخش
- افکار مرگ یا خودکشی
شدت این فاز ممکن است آنقدر زیاد باشد که فرد حتی توان بلند شدن از رختخواب را نداشته باشد.
نوسانات مکرر و ترکیبی
برخی بیماران ممکن است نوسانات سریعتری را تجربه کنند (Rapid cycling) یا همزمان علائم افسردگی و شیدایی را داشته باشند (mixed features). این وضعیتها درمان را پیچیدهتر میکنند و نیازمند مداخلات تخصصیتر هستند.
اختلال دوقطبی فقط یک بیماری ساده روانی نیست؛ یک واقعیت زندگی است که میتواند تمام ابعاد وجودی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. اما خبر خوب این است که با پیشرفت روشهایی مثل rTMS، نور امید بیشتری برای کنترل این بیماری بهوجود آمده است.
rTMS در بهبود اختلال دوقطبی
بیایید به زبان ساده بگوییم: rTMS یا تحریک مغناطیسی مکرر مغز از طریق جمجمه، نوعی روش غیرتهاجمی برای تنظیم عملکرد مغز است که با استفاده از پالسهای مغناطیسی ملایم، نواحی خاصی از مغز را که در اختلالات روانی دچار اختلال عملکرد شدهاند، تحریک یا تعدیل میکند.
چگونه این تحریک مغناطیسی انجام میشود؟
در این روش، یک سیمپیچ مغناطیسی روی پوست سر فرد قرار میگیرد. دستگاه rTMS پالسهایی بسیار سریع و منظم تولید میکند که از جمجمه عبور کرده و به قشر مغز میرسند. این پالسها، فعالیت الکتریکی نورونها را تغییر داده و در درازمدت باعث ایجاد تغییراتی پایدار در مدارهای عصبی مغز میشوند.
مثلاً در افسردگی، بخشهایی از مغز که وظیفه کنترل احساسات را دارند، کمکار میشوند. rTMS با تحریک این نواحی، فعالیتشان را بالا میبرد و در نتیجه خلق و خو بهبود پیدا میکند.
تفاوت rTMS با سایر روشهای تحریک مغزی
rTMS نسبت به درمانهایی مثل الکتروشوک (ECT) مزایای قابل توجهی دارد:
بدون نیاز به بیهوشی یا بستری شدن
بدون عوارض جانبی جدی مثل از دست دادن حافظه
درد ندارد و کاملاً سرپایی انجام میشود
پس از جلسه فرد میتواند به کار روزمره خود بازگردد
rTMS در بهبود اختلال دوقطبی چه نواحی از مغز را هدف قرار میدهد؟
بسته به نوع اختلال روانی، نواحی مختلفی از مغز هدف قرار میگیرد. برای افسردگی (و همچنین فاز افسردگی در دوقطبی)، بیشتر روی قشر پیشپیشانی پشتی جانبی چپ (Left DLPFC) تمرکز میشود. این ناحیه مسئول تصمیمگیری، کنترل احساسات و تنظیم خلق است.
تحریک این ناحیه میتواند باعث کاهش علائم افسردگی، افزایش تمرکز، کاهش افکار منفی و بهبود خلق شود. در برخی پروتکلها، نیمکره راست هم تحریک میشود تا تعادل بین فعالیتهای دو طرف مغز برقرار شود.

